آخه بستنیم داشت فرار می کرد! - مای سلف

مای سلف
ورود شما به مای سلف را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
علیرضا فلاحی
موضوعات وب
 
تبلیغات


آوای 4 ساله از مهدکودک با مامانش برگشته و مامانش براش بستنی جایزه خریده که امروز بدون هیچ جنگولک بازی ای رفته مهد!ناراحت

بدون این که لباسش رو عوض کنه نشسته داره بستنی می خوره

مامانش: آوا خانوم، بستنی پا نداره که فرار کنه، پاشو لباساتو عوض کن

 

ساعتی بعد باباش از اداره وارد می شود...

باباش: آوا امروز دختر خوبی بود؟

من: آره، خیلی خوب بود جز یه لحظه...

باباش: چرا؟

آوا: آخه بستنیم داشت فرار می کرد...(و در این لحظه به من چشمک زد چشمک)

من:تعجب

باباش:تعجب

مامانش:تعجب

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٠/٢ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ توسط مهری نظرات () |
پيوندهای روزانه
آرشيو مطالب

امکانات وب