جلبکی در صف عابربانک!

می خواستم کارت به کارت کنم. جعبه ازم پرسید: «پرداخت با شناسه واریز یا پرداخت بدون شناسه واریز»؟

در یک اقدام انتحاری «پرداخت با شناسه واریز» رو انتخاب کردم.

پسری که سمت چپم ایستاده بود و اصلاً هم به مانیتور نگاه نمی کرد! همزمان با لمس دکمه توسط انگشت اشاره من، فریاد زد: «بدون شناسه... بدون شناسه!»

ولی جعبه، با توجه به نیت قلبی من، ازم درخواست «شناسه واریز» کرد.

بنابراین انصراف دادم.

...

بار دوم در کمال آسودگی و خجستگی، 16 رقمی رو وارد کردم و محض احتیاط یه بار دیگه داشتم چک می کردم که صدای بوق بوق جعبه بلند شد که تأخیر داری، کارتتو بردار!

...

بار سوم، عملیات با موفقیت انجام شد.

اما همین که سرم رو برگردوندم در حدود 660 نفر سرشون تو مانیتور بود و با دقت داشتن مراحل رو تعقیب می کردن!

...

انتقام روزهایی که تو صف عابربانک معطلم کردن، یا ازم به شیوه ناجوانمردانه ای جلو زدن رو، یه جا گرفتم! نیشخند

عمه هم ندارم! نیشخند

/ 6 نظر / 20 بازدید
انسان

[قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]

محمدرضا

راز زندگی آرام این است : امروز در کنار خدا گام بردار و فردا را به او بسپار ! تنها چیزی که از فردا میدانم این است که خدا قبل از خورشید بیدار است از او میخواهم که قبل از همه در کنار تو باشد و راه را برایت هموار کند !

آزیش

خخخخخ از دست تو دختر [نیشخند] اما این فقط یبار بود ...و خدا میدونه چقد فحش بت دادن [نیشخند]

صبا

من این کار رو تو کوچه تنگ وقتی راننده روبرو بهم راه نمیده می کنم تبدیل به چنان دختر دست و پا چلفتی در رانندگی می شم که نگو یعنی یه لجی از اون روبرویی در میارم که تا دیگه هوس زرنگی نکنه

مهتاب

[قهقهه]مردم چه میدونن عمه نداری! همون موقع اعلام میکردی که عمه ندارم! اونوقت یکی میگفت تو روح عمه نداشته ات! [خنده]