من گوساله ام و بزرگمهر حسین پور...

کل کتاب به این دیالوگش می ارزید:

کلاغ: خودت رو ناراحت نکن که فرصت ندادی حرف بزنه... لااقل فهمیدی که زنده است!

گوساله: اگه پدربزرگ بود می گفت «هیچ وقت حماقت هایت را با کلمه "حداقل" توجیه نکن.»

/ 2 نظر / 5 بازدید