خرس قرمز!

تو کتاب نوشته بود؛ "خرس بالای میز را به دلخواه رنگ آمیزی کنید"

دو تا خرس کشیده بود یکی بالای میز، یکی هم پایین میز. برای آموزش مفهوم بالا و پایین.

خواهرزاده ی محترمه! بعد از رنگ آمیزی: خاله! درسته؟

من: بالا بودنش درسته. اما چرا خرس رو قرمز رنگ کردی؟

آوا جوابمو نداد، فقط دویید رفت تو اتاقش. کلی صداهای عجیب و غریب از اتاقش می اومد.

من: آوا! چی کار می کنی؟

آوا: الان میام!

و بازم صدای افتادن یه چیزی اومد.

من: آوا! چی افتاد؟

آوا: هیچی!

چند لحظه بعد، آوا نفس نفس زنان، با یه خرس گنده ی قرمز بی ریخت تو بغلش، اومد پیشم و گفت: خاله! ببین خرس قرمزم می شه.

پ.ن. خدا لعنت کنه این کارخونه های چینی رو که با احساسات نسل آینده ی ایران این جوری بازی می کنن!

/ 1 نظر / 3 بازدید
ღ❤ღمـــــــღـــــرد احساسیღ❤ღ

دلشکـسته‌ام اگـر نـمی‌پـرم قــبول کـن ایـن کـه دور دور بـاشم از تـو و نبـینـمت جـا نـمی‌شود بـه حجـم بـاورم، قـبـول کـن گـاه، پـر زدن در آسمان شعـرهـات را از من، از مـنی کـه یـک کبـوتـرم قبـول کـن ......... یوقت بهم سر نزنیااااااا آسمون زمین میاد