صبح یک روز برفی

پرده اتاقم رو کنار می زنم و با یک فنجان چای لب دوزِ لب سوزِ لب ریزِ ایرانی روبه روی پنجره می شینم و به خونه تکونی خدا نگاه می کنم!

روز برفی وقتی زیباست که مجبور نباشی بیرون بری و تو سرما کِلِک کِلِک بلرزی و تو برف شالاپ شولوپ کنی!

روز برفی وقتی زیباست که بیکار باشی و کنار بخاری بشینی و به جای راه رفتن زیر برف فقط به بارش اون تماشا کنی!

بدون دغدغه ی کلاه و دستکش و شالگردن و کت و 60 تا بلوز روی هم.

بدون دماغ نوک قرمزی و انگشتای یخ زده!

بدون سردرد و عطسه...

بدون استرس و اضطراب...

بدون فکر به کارهای عقب افتاده...

بدون کتاب هایی که انبار شدن روی هم و بهت چشمک می زنن که؛ "منو بخون!"

 

پ.ن. مدتیه که "زندگی با چشمان بسته" رو تمرین می کنم! نگران

/ 5 نظر / 5 بازدید
مینا

قشنگ بود[گل][چشمک] موفق باشید[گل]

جان سونار

یعنی کسی ک جان و دلش را در تبق اخلاص گذارد-انکه از جانش دریغ نورزد

جان سونار

اتفاقا صبی پا اخبار ساعت 7 صبح شبکه یک نشون داد مازندران و بابلسر و چالوس و... خیلی زیبا بودن و برفی[قلب]

انسان

[قهقهه]دیوانه شدی خدای نکرده..[نیشخند] برای داستان نویسی عالی هستی...[نیشخند]

sajad.a.h

[تعجب] اصلا برف به بیرون رفتن و آدم برفیش هست.