دوستِ دوستِ من!

16 سال پیش، سه نفر بودیم؛ یکی دوستِ من بود، اون یکی دوستِ دوستِ من بود و دوستِ من نبود، چون من پایبند قانون "دوستِ دوستِ من دوستِ من محسوب می شود" نبوده و نیستم.

اونی که دوستِ من نبود به اونی که دوستِ من بود یه حرف نامربوطی زد که دوستِ من به جای این که جوابش رو بده، مثل یک عدد بز فقط به اونی که دوستِ من نبود! نگاه کرد.

در عالم دوستی، وظیفه ی خودم دونستم که از حق دوستم دفاع کنم. بنابراین جواب دوستِ دوستم رو دادم.

دوستِ دوستم برگشت بهم گفت: «بحث بین ماست و به تو هیچ ربطی نداره!»

و دوستِ من به جای این که پشتِ من درآد، باز هم لالمونی گرفت!

و من تمام مدت، حتی تا امروز، به این موضوع فکر می کنم که اون بحث به من هیچ ربطی نداشت!

نتیجه گیری: هیچی! فقط می خواستم بگم؛ باقی عمرم رو یقیناً از هیچ کسی دفاع نخواهم کرد. چون هیچ ربطی به من نداره! و باقی عمرم، خودم رو به خاطر اون اشتباه، سرزنش خواهم کرد.

/ 2 نظر / 7 بازدید
صبا

گاهی یه چیزی اینقدر رو آدم اثر می ذاره که 16 ساله بعد یه روزی یه جایی دوباره یاد اش می افته و ... به نظر شما بیشتر تو انتخاب دوستت دقت کن

انسان

[خنده]خوب متوجه شدی....شوخی[خنده][خنده]عجب دوستی داشتی بامزه ای داشتی...[نیشخند]