قبله عالم!

ما، چه با اعتماد به نفس کاذب، چه با اعتماد به نفس بالا، چه با اعتماد به نفس پایین، چه بی اعتماد به نفس، تو تنهایی هامون و گاهی در جمع، خودمون رو مرکز عالم امکان می دونیم و همه فاصله ها رو با خودمون می سنجیم!

معیار دور و نزدیک، کم و زیاد، خوب و بد، زشت و زیبا خودمونیم. بعد بقیه رو محک می زنیم. سنگ محک مون هم سرک داره، همه مون قاضی های بدی هستیم، همه مون!

...

حس میدون جنگ نابرابر رو داشتم. من تنها بودم یه طرف میز، اونا 10 نفر بودن روبه روی من! من بی سلاح بودم اونا همه مسلح!

ضمن این که خدا فعلاً در تصرف اوناست، من از این نظر هم تنهام!

از نظرشون، خودشون خیلی خوب و باسواد و بالا بودن، البته فقط از نظر خودشون. شاید هم می ترسیدن از پرپر شدن موقعیتی که به زور هزار دوز و کلک به دست آورده بودن. سعی کردن با سؤال های قرآنی فتیله پیچم کنن که فتیله پیچ شدن!

...

می دونم این موقعیت رو هم از دست می دم، چون آدم هایی با ظاهر من و با باورهای من به دردشون نمی خوریم!

راضی نیستم به رضای خدا، ولی صبر می کنم!

/ 5 نظر / 14 بازدید
متي

رفته بودی برای مصاحبه كاری؟ جای دولتی یا خصوصی؟ فكر میكنم جای دولتی معمولا سوال های بیربط مذهبی میپرسن ولی خصوصی تخصصی ... همینطوره؟ من خیلی تجربه مصاحبه ندارم.

محمد

ای بابا هنوزم از این گزینش های آبگوشتی وجود داره ؟!