دانشگاه خودمان!

قربانش بروم این دانشگاه خودمان را که احدی را ناکام و آرزو به دل نمی‌گذاشت؛ اصلاً شرط بسته بود، نذر کرده بود، که به صغیر و کبیر وزن و مرد و پیر و جوان این ملت، هرکدام یک لیسانس بدهد.

در این راستا روز به روز گسترش می‌یافت و شعبه دایر می‌کرد در اطراف و اکناف این مرز پر گهر، علم آموزی دانش آموزی را همه گیر و همه جایی کرده بود و به این وسیله مملکت ما را از برنامه‌های یونسکو، که فقط می‌خواست بی سوادی را ریشه کن کند، جلو انداخته بود!!

البته به نظر من این رشد سریع، یک ایراد کوچک داشت که اگر ما با همین سرعت به پیش می‌تاختیم، بیم آن می‌رفت که قافله فرهنگ و تمدن بشری جا بماند و بعد از چند سال زبان ما آنقدر علمی و سطح بالا شود که برای فهمش مجبور شویم کلاس توجیهی بگذاریم، برای سایر ملل!! تا زبانمان را درک کنند.

کار مفید از کتاب عالم هنرمندی نوشته غلامرضا سنگچولی

/ 4 نظر / 4 بازدید
ღ❤ღ عبـــ♥ـــاس ღ❤ღ|

.میخواهم برایت تنهایی را معنی کنم! در ساحل کنار دریا ایستاده ای , هوای سرد , صدای موج انتظار انتظار انتظار ... ... به خودت می آیی , یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند , نه دستی که شانه هایت را بگیرد , نه صدای که قشنگ تر از صدای دریا باشد اسم این تنهایی است وبتون خیلی زیباست قالب و مطالبش هم همینطور ممنون میشم به من هم بسری لطفت زیاد[گل][گل][گل]

محسن

اون کلاس توجیهی اجتناب ناپذیره! در هر حال باید دایر بشه ...

آمد

ماشالا جو مدرک گرایی هیچ وقت از این سرزمین بیرون نمیره .