همیشه ترس از تکرار تجربه های تلخ گذشته در آینده، من رو از لذت حال محروم کرده!

تصمیم گرفتم، مثل همه ی تصمیم های دیگه زندگیم، به جای فکر به آینده ای که هنوز نیومده از اتفاق های کوچیک حال لذت ببرم، انقدر هم از این جمله های روانشناسانه می خونم و تکرار می کنم، اما نرود میخ آهنین در سنگ!

...

سیمین بهبهانی: «مرا هزار امید هست و هر هزار تویی.»

...

این یعنی این که باید به خوبی های خدا امیدوار باشم، شاید خدا بخواد امسالم رو متفاوت از سال های قبل کنه؛

شاید یه سال خوب و قشنگ در انتظارم باشه؛ پر از اتفاق های خوب...

مثلاً امسال پاییز، قشنگ ترین اتفاق های زندگیم بیفتن؛ البته وقتی می خوان روی زمین بیفتن من با زرنگی همه شون رو تو هوا بگیرم و بغل کنم، حس شون کنم، لمس شون کنم، بوشون کنم، حسابی از همه شون لذت ببرم، قدرشون رو بدونم، بعد تک تک با توجه به اولویت هام ول شون کنم!

...

فروغ فرخ زاد: «پشت این پنجره، یک نامعلوم؛ نگران من و توست.»

/ 3 نظر / 5 بازدید
تیردادحسینی

قشــــــــــــــــــــــــــنگـــــــــــــــه وبتـــــــــــــــــــــــــــ.... لایــــــــــــــــــــــــــــکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ... امشب حتما بهم سر بزن...

مه سو

مرا هزار امید هست و هر هزار تویی....[لبخند]

دامون

تازه داري مثل اروپائيها ميشي