نامه ای سرگشاده برای خدا

خدایا! می دونم که بهترین ها رو برام کنار گذاشتی؛

می دونم همیشه بهترین ها رو برای بنده هات کنار می ذاری و بعد تو یه فرصت مناسب، درست وقتی که ظرفیتش رو پیدا کردن بهشون می دی، دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره!

اما یه بار، فقط یه بار، به من هم حق انتخاب بده،

می دونم دلت می خواد من عاقل باشم ولی یه بار بهم فرصت بده ناقل! باشم.

خدایا! انقدر سریش می شم که حالت ازم بهم بخوره ها!

خواهش می کنم، خواهش می کنم، خواهش می کنم و ...

حیف باید خویشتن دار باشم وگرنه با صدای بلند فریاد می زدم که چی می خواااااااااااااااااااااااااااااااام!

فعلاً پیش خودم و خودت باشه! وقتی بهش رسیدم که همه می فهمند و نیازی به گفتنش نیست، اگه هم نرسم که باهاش می رم زیر خاک و باز هم نیازی به گفتنش نیست!

هرچه قدر دیگران کمتر بدونن، بهتره!

هر چه قدر خودم و خودت بدونیم فقط، باز هم بهتره!

نداشته ها نقطه ضعف محسوب می شن، نقطه ضعف هام واسه خودمه، داشته ها نقطه قدرتن، نقاط قدرت هم خودشون فرصت بروز پیدا می کنن، نیازی نیست که بلندبلند ازشون حرف بزنم.

وقتی کسی بلند از چیزی صحبت می کنه که اعتقادی به داشتنش نداره!

می دونم ندارمش، ولی بهش می رسم، می دونم این بار کمکم می کنی، می دونم این بار نوبتی هم باشه نوبت منه!

نوبت منه که تو مسیر شانس باشم.

فقط به یه هدف گیری خوب از طرف تو محتاجم.

هروقت می خوام بگم خودت می دونی بهترین واسم چیه، همون بهترین رو واسم بخواه، باز هم یه نگاهی به اون بهترینی دارم که خودم واسه خودم می خوام!

خدایا! یا ذهنم رو از بهترین های خودت پر کن، یا بهترین خودم رو سر راهم قرار بده.

/ 4 نظر / 24 بازدید
راحیل

چه دعایه خوبی کردی آخرش و چه نامه ی خالصانه ای بود

ستاره

لایق بهترین هایی خانوم :) انشالله که بهترین هم نصیبت میشه [گل]

مه سو

[لبخند]انشالله اونچه که بهترین خداست برات اتفاق بیفته....آخه هیچ وقت ذهن ما به بهترینای خدا نمی کشه و وقتی غرقش می شیم می فهمیم چقدر ذهنمون کوچک بوده......[لبخند]

سلطان

برات دعا می کنم که خدا بهترینها رو که صلاح می دونه برات ردیف کنه و دلت رو هم آروم.[قلب] ما رو بی خبر نذار[فرشته]