من مجموعه ای از خواب و بیداری هام!

دهه سی زندگی سخت و عجیبه!

کار مهم تری از خوابیدن ندارم که البته اون رو هم ندارم

خیلی کوتاه خوابم می بره و زود بیدار می شم بعد مجبورم به میوه ها رکب بزنم

میوه های بیچاره شب تا صبح از دست من همیشه استرس دارن که قرعه به نام کدومشون می افته؟!

دلم یه خواب ثقیل و طویل می خواد! مثل اصحاب کهف

خیلی هم برام مهم نیست که برگردم

 

/ 2 نظر / 5 بازدید
سحری

کهنسال هیولای کودکی ام با کودکی ام مانده است... شایدهیولای ناشناس چیده رویای مرا بزرگ شدم اما هنوز هراس دارم از دشت سیاه

تمشک

منم میخام از این خابا